تئاتر پست مدرن چيست..
مدرنيسم يا نوگرايي در حقيقت به معنی گرایش فکری و رفتاری به پدیدههای فرهنگی نو و پیشرفته و کنار گذاردن سنتهای قدیمی انسان است. مدرنيسم جريان گسترش منطق در كشورها و تحقق آن در بستر جامعه هم هست، به طوري كه آن را گسترهای از جنبشهای مختلف صنعتي، فلسفي، هنري مي دانند. پنداري كه در راستاي استفاده ي انسان از دانش، فناوری و توان تجربی خود برای تولید، بهبود و تغییر محیط خود است و همواره در تلاش براي حركت هاي ضد سنتي و ضد مسيحي بوده؛ اساس فلسفه در اين دوران انسان است. حقیقت دیگر از آسمان نمیآید و آموخته هاي سنتي مسيحي ديگر كاربرد ندارد، بلکه برروی زمین و با قوانین زمینی کشف و به وسيله ي دانش و منطق علمی و رياضي گونه به دست میآید. هنر مدرن هم از اين جريان جدا نيست و به موازات همين مسير حركت مي كند، ازسال 1880 به صورت مکتبی در آمد که در مجموعهای از جریانهای نوگرا در معماری، هنرهاي نمايشي، موسیقی، ادبیات و هنرهای کاربردی حركت مي كرد.
پس به طور كلي بيشتر مكتب هايي را كه پس از دوران مدرنيسم به وجود آمد را پست مدرنيسم يا پسانوگرا ناميدند. به طور كلي پست مدرنیسم از خرابههای مدرنیسم در دهه 70 سر بیرون میآورد و ساختارخشك و منطق گراي مدرنيسم را در هم خرد مي كند. پست مدرنیسم بر خلاف مدرنیسم که خود را در قالبها و تعاریف محدود میکرد از هر نوع مرزبندی و تعریف گریزان است و به همين دليل هم مرز بین زشت و زیبا را از میان برمیدارد و به ستیز با منطق نخبه گرا مي رود. ببينيد كار به كجا مي رسد كه ميشل فوكو فيلسوف فرانسوي مي گويد: «فلسفه قرن 20 بايد صحنه تئاتري را آماده كند تا زرتشت نيچه، روي آن به رقص درآيد و توي دهن آپولو، خداي عقل و منطق، بزند. تنها تفاوت ما با دیوانه ها در این است که ما در اکثریت هستیم.» در چنين دوره اي است كه ساختار شكني وارد همه ي جريان هاي هنری از جمله تئاتر میشود و تحولاتی بزرگ و راستين را در این مورد ایجاد میکند.
البته شكل گيري جريان هاي پست مدرن همه جا هم طبق اين مراتب تاریخی نبوده، بلکه به وسيله ي جريان هاي دیگر هم پيدايش يافته. اين جريانات ديگر هم مربوط میشود به شکلهایی از فرهنگ و هنر که به دنیای معاصر و فرهنگ ارتباطات و تکنولوژی وابسته هستند و زبان مشترک آنها ارتباطات نوين است و به همین دليل هم پلكان تاریخی رسیدن به پست مدرنیسم را رد نکردهاند؛ بلکه تابع خاصیت هاي اين عصرهستند؛ مانند تلویزیون که به گونهای گریز ناپذیر به فرهنگ ارتباطات نوين وابسته است. پیوند این دو شکل، یعنی پست مدرن تاریخی و پست مدرن بدون پلكان تاریخی را به شكل بسيار جالبی میتوان در هنر نمایش یافت. که در میان پست مدرنیسم تاریخی و پست مدرنیسم بدون تاریخ قرار دارد.
تئاتر/تاتر/نمایش/ برتولت برشت/میلادشایسته